حبيب الله الهاشمي الخوئي
194
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
در شگفتم از كسى كه زنده شدن در سراى ديگر را منكر است با اين كه آفرينش اين خانه نخست را بچشم خود ديده است . ودر شگفتم از كسى كه آبادكنندهء دنياي فاني است وجهان پاينده را از دست هشته واز آن گذشته . اندر شگفتم از بخيل كو مىشتابد بيدليل بسوى فقرى كه از آن مىهراسد چون ذليل در مىرود از دست أو آن ثروت دلبست أو تا عمر همچون فقرا مىپرد از شصت أو واندر سراى آخرت دارد حساب اغنيا واي از اين بخت بد وافسوس از اين ماجرا وز تكبر پيشه ها سر بر زده از نطفه ها فردا يكايك مرده وگنديده همچون جيفه ها وز آنكه شك مىآورد اندر خدا وبنگرد خلق خدا را روز وشب با چشم خود هر جا بود وز آنكه از يادش برد مرگ خودش در روز وشب بيند هميشه مرده ها افتاده اندر تاب وتب وز منكر بعث ونشور اندر قيامت يا بگور با آنكه بيند دم بدم صد زنده آيد در ظهور وز آنكه كوشد تا كند آباد اين دار فنا ليكن ز دست خود نهد آبادي دار بقا الثانية والعشرون بعد المائة من حكمه عليه السّلام ( 122 ) وقال عليه السّلام : من قصّر في العمل ابتلى بالهمّ ، ولا حاجة للَّه فيمن ليس للَّه في ماله ونفسه نصيب . المعنى اللام في قوله عليه السّلام ( في العمل ) يحتمل وجهين : 1 - لام الجنس ، فالمقصود أنّ التقصير في كلّ عمل للدّنيا أو الآخرة موجب للهمّ بالنسبة إليه ، لأنّ التقصير سبب لاختلال العمل ونقصانه ، فلا يحصل منه الغرض المقصود منه ، فيورث الهمّ . 1 - لام العهد الخارجي ، فيكون المقصود التقصير في العمل الشرعي ، وترك أداء الوظيفة الدينية ، فالابتلاء بالهمّ عقوبة مترتّبة عليه ، فلا ربط له بالجملة التالية